تبليغاتX
...Welcome to Www.Son.Blogfa.Com...Web Proxys...http://yourp.totalh.com/pro/...http://www.deepall.info/...http://admitsite.info...
...Friendship isn't about whom you have known the longest, but about who came and never left your side...
.::.--- SON ---.::.
 برنامه دریافت شبکه های اینترنتی

این برنامه کم حجم اکثر کانال های اینترنتی رو می گیره(هم ویدئویی و هم رادیویی) و لازم نیست حتما از اینترنت سرعت بالا استفاده کنین. همینطور قابلیت دانلود جهت دریافت آخرین کانالهای موجود روی اینترنت رو نیز داراست.

لینک دانلود برنامه با حجم 147 ک.ب

|+| نوشته شده توسط نویسنده در جمعه یازدهم دی 1388 و ساعت 10:39 بعد از ظهر  
 معمای ریاضی
شکل زیر رو می بینین؟ به جای علامت سوال چه عددی رو باید قرار داد؟

[

[

[

ö

= 11

ö

Y

ö

Ù

؟

Ù

Y

Ù

Ù

= 11

ö

ö

ö

[

= 9

 8 =

 21 =

 8 =

 7 =

 

اگه جواب رو درست بدین می تونین فایل الصاقی رو که فرمتش اکسل ۲۰۰۳ رو باز کنین. یعنی جواب، پسورد باز شدن فایل الصاق شده ست.

If you're an engineer, you should be able to solve it in (under) three minutes  
 if you're an architect, in three hours  
 if you're a doctor, in six hours  
 if you're an accountant, in three months and  
 If you're a lawyer, probably never  

The answer is the password to open the spreadsheet that is attached to this email. If you figure it out, open the spreadsheet, type your name in, save it and resend it to your friends

What is the value of the second row

 اینم از فایل الصاقی با فرمت اکسل 2003 و حجم 35 ک.ب

|+| نوشته شده توسط نویسنده در جمعه یازدهم دی 1388 و ساعت 10:28 بعد از ظهر  
 تفاوت شرق و غرب

تو تصاویری که تو ادامه مطلبه برخی از تفاوت های شرق(بیشتر کشورهای آسیایی و در حال توسعه) و غرب(بیشتر کشورهای اروپایی و توسعه یافته) نشون داده شده. قسمت قرمز رنگ مربوط به شرق و قسمت آبی رنگ مربوط به غرب هست.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نویسنده در جمعه یازدهم دی 1388 و ساعت 10:7 بعد از ظهر  
 ترک شیرازی!

دعوایی که بین حافظ و صائب و شهریار بر سر "آن ترک شیرازی" اتفاق افتاده

 به قول حضرت حافظ:

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندو اش بخشم سمرقند و بخارا را

و صائب در جواب می گوید:

هر آنکس چیز می بخشد، ز جان خویش می بخشد
سمرقند و بخارا را، نه چون حافظ که می بخشد 
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندو اش بخشم سر و دست و تن و پا را

و شهریار در جواب می گوید:

هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند 
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندو اش بخشم تمام روح و اجزا را

و دوستی گوید:
هر آن کس چیز می بخشد، به زعم خویش می بخشد
یکی شهر و یکی جسم و یکی هم روح و اجزا را
کسی چون من ندارد هیچ در دنیا و در عقبا
نگوید حرف مفتی چون ندارد تاب اجرا را

هـِ هـِ هـ ِ جالب بود آ!

|+| نوشته شده توسط نویسنده در جمعه یازدهم دی 1388 و ساعت 4:52 بعد از ظهر  
 وقتی یک نوشابه می‌خورید، چه اتفاقی می‌افتد؟

10 دقیقه بعد: 10 قاشق چای‌خوری شکر وارد بدنتان می‌شود. می‌دانید چرا با وجود خوردن این حجم شکر دچار استفراغ نمی‌شوید؟ چون اسید فسفریک، طعم آن را کمی می‌گیرد و شیرینی‌اش را خنثی می‌کند.

20 دقیقه بعد: قند خونتان بالا می‌رود و منجر به ترشح ناگهانی و یک ‌جای انسولین می‌شود. کبدتان شروع می‌کند به تبدیل قند به چربی تا قند خون، بیشتر از این بالا نرود.
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نویسنده در جمعه یازدهم دی 1388 و ساعت 4:39 بعد از ظهر  
 تفاوت ایران و انگلستان!
  • انگلستان: موفقيت مدير بر اساس پيشرفت مجموعه تحت مديريتش سنجيده ميشود.
  • ايران: موفقيت مدير سنجيده نميشود، خود مدير بودن نشانه موفقيت است.
  •  
  • انگلستان: مديران بعضی وقتها استعفا ميدهند.
  • ايران: عشق به خدمت مانع از استعفا ميشود.
  •  
  • انگلستان: افراد از مشاغل پايين شروع ميکنند و به تدريج ممکن است مدير شوند.
  • ايران: افراد مدير مادرزادی هستند و اولين شغلشان در بيست سالگی مديريت است.

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نویسنده در جمعه یازدهم دی 1388 و ساعت 4:34 بعد از ظهر  
 قوانین آقای مورفی

یادآوری قوانین مورفی تسکین دهنده بدبیاری ها و بدشانسی هام است اونم موقعی که همه چیز داره واسم برعکس اتفاق می افته!. هر چند قبلا هم اینا رو نوشته بودم ولی اینبار کاملتره. گند بزنن که همه چی برعکس اون جوری که دوست دارم اتفاق می افته. واقعا فقط باید گند بزنن! بیخیال!

قانون مورفی در سال 1949 در پایگاه نیروی هوایی ادوارز شکل گرفت. مورفی مهندس هوافضا بود که روی یک پروژه کار می کرد. در یکی از سخت ترین آزمایشهای پروژه یک تکنسین خنگ تمام سیم ها را برعکس وصل کرد و آزمایش خراب شد.
مورفی درباره این تکنسین گفت: "اگه یه راه برای خراب کردن چیزی وجود داشته باشه او همون یه راه رو پیدا می کنه" و این اولین قانون مورفی بود. در ابتدا در فرهنگ فنی مهندسین رواج پیدا کرد و بعد به فرهنگ عامه راه پیدا کرد. بعداً قوانین دیگری هم بعد از کسب رتبه لازم از بنیاد مورفی در زمره قوانین اصلی قرار گرفتند .
حالا قوانین مورفی و قوانین استنباط شده از آن:
- اگر در توده یا کپه ای به دنبال چیزی بگردی، چیز مورد نظر حتما در ته قرار دارد.
- هیچ کاری آن طور که به نظر می رسد ساده نیست.
- وقتی در ترافیک گیر کرده ای لاینی که تو در آن هستی دیرتر راه می افتد.
- هر کاری بیش از آنچه فکرش را می کنی دو برابر آنچه باید وقت می برد.
مگر اینکه آن کار ساده به نظر برسد که در آن صورت سه برابر وقت می گیرد.
- هر چیزی که بتواند خراب شود خراب می شود آن هم در بدترین زمان ممکن.
- اگر چیزی را مقاوم در برابر حماقت احمق ها بسازی احمق باهوش تری پیدا می شود و کارت را خراب می کند.
- در صورتی که شانس انجام درست یک کار پنجاه پنجاه باشد احتمال غلط انجام دادن آن نود درصد است.
- وسایل نقلیه اعم از اتوبوس، قطار، هواپیما و... همیشه دیرتر از موعد حرکت می کنند مگر آن که شما دیر برسید. در این صورت درست سر وقت رفته اند.
- اگر به نظر می رسد همه چیزها خوب پیش می روند حتما چیزی را از قلم انداخته ای .
- احتمال بد پیش رفتن کارها نسبت مستقیم با اهمیت آنها دارد.
- هر وقت خودت را برای انجام دادن کاری آماده کرده ای ناچار می شوی اول کار دیگری را انجام دهی.
- اشیای قیمتی اگر سقوط کنند به مکان های غیرقابل دسترس مثل کانال آب یا دستگاه زباله خرد کن (آن هم در حالی که روشن است) می افتند.
- مادر همیشه راه بهتری برای انجام کارتان پیشنهاد می کند البته بعد از اینکه کار را به سختی انجام داده باشید.
- هر چه بیشتر سعی کنید چیزی را از مادرتان پنهان کنید او بیشتر به وب کم شبیه می شود.
-هشتاد درصد امتحانات پایان ترم براساس کلاسی است که در آن غایب بوده ای.
- وقتی قبل از امتحانات نکات را مرور می کنی مهمترین شان ناخوانا ترینشان است.
قوانین اتوبوسی مورفی:
- اگر تو دیرت شده اتوبوس هم دیر می آید.
- اگر زود برسی اتوبوس دیر می آید. اگر دیر برسی اتوبوس زود رسیده است.
- اگر بلیت نداشته باشی پول خرد هم نداری. وقتی پول خرد داری که بلیت هم داری.
- هر چه بیشتر از راننده بپرسی که کدام ایستگاه باید پیاده شوی احتمال این که درست راهنمایی ات کند کمتر خواهد شد.
- مدت زیادی منتظر اتوبوس می مانی و خبری نیست پس سیگاری روشن می کنی. به محض روشن شدن سیگار، اتوبوس می رسد.(به عبارت ساده اگر سیگار را روشن کنی اتوبوس می رسد)

- اگر برای زودتر رسیدن اتوبوس سیگار را روشن کنی اتوبوس دیرتر می آید.
قوانین كامپیوتری مورفی:
- دیسک مشتری در سیستم تو خوانده نمی شود.
- اگر برای خواندن آن نرم افزار پیچیده ای روی سیستمت نصب کنی آخرین باری خواهد بود که چنین دیسکی به دستت می رسد.
قوانین عاشقانه ی مورفی:
- همه خوب ها تصاحب شده اند ، اگر تصاحب نشده باشند حتما دلیلی دارد.
- هر چه شخص مذکور بهتر و مناسب تر باشد، فاصله اش از تو بیشتر است.
- شعور ضربدر زیبایی ضربدر در دسترس بودن مساوی عددی ثابت است.( که این عدد همیشه صفر است)
- میزان عشق دیگران نسبت به تو نسبت عکس دارد با میزان علاقه تو به آنها.
- چیزهایی که یک زن را بیش از هر چیز به مردی جذب می کند همانهایی اند که چند سال بعد بیشترین تنفر را از آنها خواهد داشت.
فلسفه مورفی
" لبخند بزن... فردا روز بدتریه "
و اما سرنوشت خود آقای مورفی:
یه شب تو یه بزرگراه سوخت ماشین آقای مورفی تموم می شه. اون شب تو بزرگراه ترافیک بوده و ماشین ها با سرعت مورچه می رفتن. آقای مورفی هم می زنه بغل که بقیه رو با تاکسی بره. همینجوری ریلکس کنار بزرگراه واستاده بوده که یهو ماشین یه توریست انگلیسی که داشته خلاف جهت می اومده تپٌی می زنه بهش و می میره.اتفاقا اون روز لباسش هم سفید بوده . حالا فکر کن با یه لباس سفید کنار یه بزرگراه شلوغ واستاده باشی. بعد یه گاگولی در جهت مخالف بیاد بهت بزنه و بمیری. احتمالا موقع جون دادن این جمله ی معروفش روی لبش بوده:
"اگه یه راه برای خراب کردن چیزی وجود داشته باشه او همون یه راه رو پیدا می کنه"

|+| نوشته شده توسط نویسنده در جمعه یازدهم دی 1388 و ساعت 4:28 بعد از ظهر  
 پیامد های زلزله در نقاط مختلف دنیا!

ژاپن:
اخبار ژاپن اعلام می‌کند که از امروز به مدت یک ماه، هر روز زلزله‌ای به بزرگی هشت و نیم ریشتر، توکیو را خواهد لرزاند. ساکنان توکیو زیر لب می‌گویند سوسکی بابا و برای امتحان کردن مقاومت ساختمان‌ها، سه ریشتر هم خودشان به صورت دستی به زلزله اضافه می‌کنند. یک دستگاه هم درست می‌کنند که جو را تبدیل به آب‌جو کند و موقع زلزله بیشتر سر حالشان بیاورد!

آمریکا:
زلزله می‌آید. هیچ‌کس کشته و زخمی نمی‌شود اما دو نفر و نصفی بی‌خانمان می‌شوند. تلویریون ایران ده بار این خبر را پخش می‌کند و سیاست‌های باراک اوباما، جرج بوش، کلینتون و .... و کریستف کلمب مورد انتقاد شدید قرار می‌گیرد! وزیر خارجه‌ی آمریکا خطر تروریسم را گوشزد می‌کند و دوباره افغانستان را بمباران می‌کنند!

ایران:
زلزله می‌آید. شصت هزار نفر کشته و زخمی می‌شوند. آمار آسیب‌دیدگان زلزله در این دولت با آمار دولت‌های قبلی مقایسه و از عدم افزایش آن به عنوان یکی از مفاخر دولت یاد می‌شود. مخالفان دولت هم به شدت سرکوب می‎شوند ... در نهایت تمام ماجرای زلزله و سرکوب تکذیب می‎شود، ابطحی به فریب‌خورده بودن خود اعتراف می‌کند و ریشتر را هم رمز آشوب می‌داند!


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نویسنده در جمعه یازدهم دی 1388 و ساعت 1:34 بعد از ظهر  
 آدم باید منطق داشته باشه!

دانشجویی پس از اینکه در درس منطق نمره نیاورد به ‏استادش گفت: قربان، شما واقعا چیزی در مورد موضوع این درس می دانید؟
استاد جواب ‏داد: بله حتما. در غیر اینصورت نمیتوانستم یک استاد باشم. دانشجو ادامه داد: بسیار‏خوب، من مایلم از شما یک سوال بپرسم، اگر جواب صحیح دادید من نمره ام را قبول میکنم‏در غیر اینصورت از شما میخواهم به من نمره کامل این درس را بدهید.

‏استاد قبول‏ کرد و دانشجو پرسید: آن چیست که قانونی است ولی منطقی نیست، منطقی است ولی قانونی نیست و نه قانونی است و نه منطقی؟
استاد پس از تاملی طولانی نتوانست جواب بدهد و ‏مجبور شد نمره کامل درس را به آن دانشجو بدهد.

‏بعد از مدتی استاد با بهترین ‏شاگردش تماس گرفت و همان سوال را پرسید. و شاگردش بلافاصله جواب داد:
‏قربان شما 63 ‏سال دارید و با یک خانم 35 ساله ازدواج کردید که البته قانونی است ولی منطقی ‏نیست.
‏همسر شما یک معشوقه 25 ساله دارد که منطقی است ولی قانونی نیست. و این‏ حقیقت که شما به معشوقه همسرتان نمره کامل دادید در صورتیکه باید آن درس را رد میشد‏ که نه قانونی است و نه منطقی!

|+| نوشته شده توسط نویسنده در جمعه یازدهم دی 1388 و ساعت 11:32 قبل از ظهر  
 اینم یه عکس جالب دیگه!

عکس زیر رو می بینین؟ نوشته هاش مبهمه و ناخواناست! نه! نمیشه خوندش؟! ... خب حالا كمي از مونيتور دور شده و دو طرف چشمان را بكشيد تا مثل ژاپني ها بشه! حالا بگيد ببينم اونجا چي نوشته؟

خب...چی نوشته شده؟!

|+| نوشته شده توسط نویسنده در جمعه یازدهم دی 1388 و ساعت 11:28 قبل از ظهر  
 آنکس که...!

آنکس که بداند و بداند که بداند
اسبِ خرد از گنبدِ گردون بجهاند
آنکس که بداند و نداند که بداند
بیدارش نمایید که بس خفته نماند
آنکس نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل ِ مرکب ابدالدهر بماند

و اما در اطراف ما وضع چنین است:

آنکس که بداند و بداند که بداند
باید برود غازبه کنجی بچراند
آنکس که بداند و نداند که بداند
بهتر برود خویش به گوری بتپاند
آنکس که نداند و بداند که نداند
با پارتی وبا پول خر خویش براند
آنکس که نداند و نداند که نداند
برپستِ ریاست ابدالدهر بماند

|+| نوشته شده توسط نویسنده در جمعه یازدهم دی 1388 و ساعت 11:16 قبل از ظهر  
 اینم دو تا شعر که اولی از یه خانومه و بعدی هم جواب یه آقا هست به شعر خانومه!

ناهید نوری(این از شعر خانومه در مورد زن!)

  • به نام خدایی که زن آفرید      ***        حکیمانه امثال ِ من  آفرید
  • خدایی که اول تو را از لجن      ***        و بعداً مرا از لجن آفرید!
  • برای من انواع گیسو و موی       ***           برای تو قدری چمن آفرید
  • مرا شکل طاووس کرد و تورا            ***        شبیه بز و کرگدن آفرید!
  • به نام خدایی که اعجاز کرد    ***        مرا مثل آهو ختن آفرید
  • تو را روز اول به همراه من        ***        رها در بهشت عدن آفرید
  • ولی بعداً آمد و از روی لطف        ***          مرا بی کس و بی وطن آفرید
  • خدایی که زیر سبیل شما       ***        بلندگو به جای دهن آفرید!
  • وزیر و وکیل و رئیس­ ات نمود           ***        مرا خانه­ داری خفن آفرید
  • برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب           ***        شراره، پری، نسترن آفرید
  • برای من اما فقط یک نفر      ***        براد پیت من را حَسَنْ  آفرید!
  • برایم لباس عروسی کشید      ***        و عمری مرا در کفن آفرید
  • به نام خدایی که سهم تو را    ***        مساوی تر از سهم من آفرید

نادر جدیدی(اینم از جواب آقاهه در مورد مرد!)

  • به‌نام خداوند مردآفرین           ***        که بر حسن صنعش هزار آفرین
    خدایی که از گِل مرا خلق کرد        ***        چنین عاقل و بالغ و نازنین
    خدایی که مردی چو من آفرید         ***        و شد نام وی احسن‌الخالقین
  • پس از آفرینش به من هدیه داد            ***        مکانی درون بهشت برین
    خدایی که از بس مرا خوب ساخت       ***        ندارم نیازی به لاک، همچنین
    رژ و ریمل و خط چشم و کرم            ***        تو زیبایی‌ام را طبیعی ببین
  • دماغ و فک و گونه‌ام کار اوست          ***        نه کار پزشک و پروتز، همین!
    نداده مرا عشوه و مکر و ناز        ***        نداده دم مشک من اشک و فین!
    مرا ساده و بی‌ریا آفرید         ***        جدا از حسادت و بی‌خشم و کین
  • زنی از همین سادگی سود برد       ***        به من گفت از آن سیب قرمز بچین
    من ساده چیدم از آن تک‌درخت           ***        و دادم به او سیب چون انگبین
    چو وارد نبودم به دوز و کلک            ***        من افتادم از آسمان بر زمین
  • و البته در این مرا پند بود     ***        که ای مرد پاکیزه و مه‌جبین
    تو حرف زنان را از آن گوش گیر        ***        و بیرون بده حرفشان را از این
    که زن از همان بدو پیدایش‌ات            ***        نشسته مداوم تو را در کمین
|+| نوشته شده توسط نویسنده در جمعه یازدهم دی 1388 و ساعت 11:14 قبل از ظهر  
 شعر زیبای حمید مصدق و جواب فروغ فرخزاد به او

این از شعر قشنگ حمید مصدق خرداد 1343
تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت

اینم از جواب زیبای فروغ  فرخزاد
من به تو خندیدم
چون که می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت: برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را
و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت

اینم از پی نوشت من: ۶۰۶ هزار بار تو ۶۰۶ وبلاگ مختلف دیدمش! پس منبع اینترنتی نداره!

|+| نوشته شده توسط نویسنده در سه شنبه هشتم دی 1388 و ساعت 9:51 بعد از ظهر  
 همین!

روزی از روزها،

شبی از شب ها،

خواهم افتاد و خواهم مرد،

اما می خواهم هر چه بیشتر بروم،

تا هر چه دورتر بیفتم،

تا هر چه دیرتر بیفتم،

هر چه دیرتر و دورتر بمیرم،

نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه،

پیش از آنکه می توانستم بروم و بمانم،

افتاده باشم و جان داده باشم،

همین.

(دکتر شریعتی)


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نویسنده در سه شنبه هشتم دی 1388 و ساعت 9:26 بعد از ظهر  
 تست آی کیو(ریاضیات فریبنده!)

پس از خواندن هر سوال باید در عرض فقط 5 ثانیه به آن جواب بدهید در پایان تعداد پاسخ های درست شما ضرب در 10 میشود و میزان آی کیوی شما را نشان می دهد.

 سوال ها:

ریاضیات فریبنده! این سوألات رو فقط ذهنی حل کنید(از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید!)

1 -  بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟

2- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول می کشد تا تمام قرص ها خورده شود؟

3 - من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که ساعت 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟

4 - عدد 30 را به نیم تقسیم کنید و عدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟

5 - مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفندهایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟

6 - اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدام یک را روشن می کنید؟

7 - فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک می شود این خرس چه رنگی است؟

8 - فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟

9 - اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟

10 - عدد 1000 رو فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگه جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید. 1000 تای دیگه جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده؟

و اما جواب سوال ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نویسنده در سه شنبه هشتم دی 1388 و ساعت 9:4 بعد از ظهر  
 هیچ چیز مطلق نیست!

پيرمردي در نزديكي جنگل، يك اسب داشت. يك روز درِ طويله اش باز ماند و اسب او فرار مي كند. همه گفتند: «چه بد شد! چه بدشانسي!» و آن پيرمرد گفت :«خوب شد يا بد شد؟ كسي چه مي دونه؟!» روز بعد اسب با چند اسب وحشي ديگر برمي گردد و مي رود به طويله پيرمرد، همه گفتند: «چه خوب شد! عجب شانسي!» آن پيرمرد دوباره گفت: «خوب شد يا بد شد؟ كسي چه مي دونه ؟!» چند روز بعد نوه پيرمرد سوار يكي از اسبهاي وحشي مي شود و به زمين مي افتد و پايش مي شكند. باز همه گفتند: «چه بد شد! عجب شانس بدي!» و آن پيرمرد دوباره گفت: «خوب شد يا بد شد؟ كسي چه مي دونه؟!»چند روز بعد از طرف ارتش آمدند كه پسرهاي جوان را به جنگ ببرند. مي بينند كه نوه پيرمرد پايش شكسته و او را نمي برند حالا آيا خوب شد؟ يا بد؟! «زندگي هر لحظه در حال تغيير و تحول است. بنظر نمیاد چیزی تو این دنیا مطلق باشه غیر از خالق»

|+| نوشته شده توسط نویسنده در شنبه پنجم دی 1388 و ساعت 1:10 قبل از ظهر  
 يك روز زندگی!

یه نفر دو روز مانده به پايان جهان تازه فهميد كه هيچی زندگی نكرده است، تقويمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز! خط نخورده باقی بود. پريشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بيشتری از خدا بگيرد، داد زد و بد و بيراه گفت، خدا سكوت كرد، جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سكوت كرد، آسمان و زمين را به هم ريخت، خدا سكوت كرد.

به پر و پای فرشته ‌و انسان پيچيد، خدا سكوت كرد، كفر گفت و جانماز دور انداخت، خدا سكوت كرد، دلش گرفت و گريست و به سجده افتاد، خدا سكوتش را شكست و گفت: "عزيزم، اما يك روز ديگر هم رفت، تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادی، تنها يك روز ديگر باقی است، بيا و لااقل اين يك روز را زندگی كن."

لا به لای هق هقش گفت: "اما با يك روز... با يك روز چه كار می توان كرد؟ ..."

خدا گفت: "آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند، گويی هزار سال زيسته است و آنكه امروزش را در نمی‌يابد هزار سال هم به كارش نمی‌آيد"، آنگاه سهم يك روز زندگی را در دستانش ريخت و گفت: "حالا برو و یک روز زندگی كن."

او مات و مبهوت به زندگی نگاه كرد كه در گودی دستانش مي‌درخشيد، اما می‌ترسيد حركت كند، می‌ترسيد راه برود، می‌ترسيد زندگی از لا به لای انگشتانش بريزد، قدری ايستاد، بعد با خودش گفت: "وقتی فردايی ندارم، نگه داشتن اين زندگی چه فايده‌ای دارد؟ بگذارد اين مشت زندگی را مصرف كنم."

آن وقت شروع به دويدن كرد، زندگی را به سر و رويش پاشيد، زندگی را نوشيد و زندگی را بوييد، چنان به وجد آمد كه ديد می‌تواند تا ته دنيا بدود، می تواند بال بزند، می‌تواند پا روی خورشيد بگذارد، می تواند ....

او در آن يك روز آسمانخراشی بنا نكرد، زمينی را مالك نشد، مقامی را به دست نياورد، اما ...

اما در همان يك روز دست بر پوست درختی كشيد، روی چمن خوابيد، كفش دوزدكی را تماشا كرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنهايی كه او را نمی‌شناختند، سلام كرد و برای آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد، او در همان يك روز آشتی كرد و خنديد و سبك شد، لذت برد و سرشار شد و بخشيد، عاشق شد و عبور كرد و تمام شد.

او در همان يك روز زندگی كرد.

فردای آن روز فرشته‌ها در تقويم خدا نوشتند: "امروز او درگذشت، كسی كه هزار سال زيست!"

زندگی انسان دارای طول، عرض و ارتفاع است؛ اغلب ما تنها به طول آن می اندیشیم، اما آنچه که بیشتر اهمیت دارد، عرض یا چگونگی آن است.

امروز را از دست ندهیم، آیا ضمانتی برای طلوع خورشید فردا وجود دارد!؟ مهم رسیدن به چیزاییه که باعث شادی آدم میشه حتی اگه کوتاه باشه!

|+| نوشته شده توسط نویسنده در پنجشنبه سوم دی 1388 و ساعت 4:1 بعد از ظهر  
 اقتصاد ملل مختلف!

اقتصاد مرسوم
دو تا گاو ماده دارین ... یكیش رو می فروشین و یه گاو نر می خرین... به تعداد گاوهای گله ی شما افزوده میشه و اقتصاد رشد می كنه... پول براتون همینطور سرازیر میشه و می تونین به بازنشستگی و استراحت بپردازین ...

اقتصاد آمریكایی
دو تا گاو ماده دارین ... یكیش رو می فروشین و دومی رو تحت فشار مجبور می كنین كه به اندازه ی ۴ تا گاو شیر تولید كنه ... وقتی گاوتون افتاد و مرد اظهار تعجب و شگفتی می كنین .... تقصیر رو گردن یه كشور گاودار میندازین و بعد طبیعتا' اون كشور یه خطر بزرگ برای بشریت به حساب میاد ... یه جنگ برای نجات جهان به راه میندازین و گاوها رو به چنگ میارین!

اقتصاد ایرانی  
دو تا گاو ماده دارین كه هر دو تاشون ازباباتون به ارث رسیده ... یكیش رو دولت بابت عوارض و مالیات و خمس و زكات و سهم صداو سیما و سهم بنیاد های مختلف و غیره ضبط می كنه ... دومی رو هم قربونی می كنین و نذر قبولی توی دانشگاه و ازدواج موفق و شغل خوب و بدن سالم و عقل درست و حسابی و ... می كنین و اقتصاد كماكان فلج می مونه!


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نویسنده در پنجشنبه سوم دی 1388 و ساعت 3:48 بعد از ظهر  
 غازها و عقاب ها!

توی زندگی، تفاوت آدم ها در نگاهشون به زندگی، به اندازه تعداد اونهاست. همون طور که صورت ها و ظاهرآدم ها با هم فرق داره، در افکار و رفتارشون با هم تفاوت دارن.به نوعی می شه گفت هر انسانی یک کتابه. تا زمانی که بازش نکنی و نخونیش، اون رو کامل نشناختی. اصلا هم آسون نیست چون گاهی بعضی کتاب ها اونقدر وحشتناک هستند که تا چند وقت از خوندنشون کابوس می بینی و آشفته می شی ولی گاهی خوندن بعضی کتاب ها تا سال ها مستت می کنه چون یک جمله اش می تونه روحت رو دوباره از اول جلا بده و دلت رو صاف کنه. توی این دنیا از بچگی، ما تعلیم داده می شیم و قوانینی برای ذهن بی برنامه و خالی ما وضع میشه که از طرف خانواده، دوست، مدرسه و اجتماع خودآگاه، نا خودآگاه، مستقیم، یا غیرمستقیم، ارادی و غیرارادی در مغز کوچیک ما جا گرفته که پاک کردن و از اول نوشتن قوانین اراده فولادی و تمرین خیلی زیاد می خواد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نویسنده در پنجشنبه سوم دی 1388 و ساعت 3:44 بعد از ظهر  
 10 جانور شفاف دنیا!

Top 10 Transparent Animals!


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نویسنده در سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388 و ساعت 4:1 قبل از ظهر  
 فشارسنج!

سؤال امتحان نهايي فيزيك دانشگاه كپنهاگ: چگونه مي‌توان با يك فشارسنج ارتفاع يك آسمان‌خراش را محاسبه كرد؟

پاسخ يك دانشجو: يك نخ بلند به گردن فشارسنج مي‌بنديم و آن را از سقف ساختمان به سمت زمين مي‌فرستيم. طول نخ به اضافه طول فشارسنج برابر ارتفاع آسمان‌خراش خواهد بود.

اين پاسخ ابتكاري چنان استاد را خشمگين كرد كه دانشجو را رد كرد!

دانشجو با پافشاري بر اينكه پاسخش درست است به نتيجه امتحان اعتراض كرد. دانشگاه يك داور مستقل را براي تصميم درباره اين موضوع تعيين كرد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نویسنده در چهارشنبه هجدهم آذر 1388 و ساعت 8:53 بعد از ظهر  
 چند تا شعر قشنگ و پر محتوا!

شعر کوچه از فریدون مشیری

  1. بي تو مهتاب شبي، باز از آن کوچه گذشتم
  2. همه تن چشم شدم، خيره بدنبال تو گشتم
  3. شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
  4. شدم آن عاشق ديوانه که بودم
  5. در نهانخانه جانم، گل ياد تو درخشيد
  6. باغ صد خاطره خنديد
  7. عطر صد خاطره پيچيد
  8. يادم آمد که شبي با هم از آن کوچه گذشتيم ...

اینم جوابی به «كوچه» فریدون مشیری از «هما میر افشار»
بی تو طوفان زده ی دشت جنونم
صید افتاده به دریاچه خونم
تو چنان می گذری، غافل از اندوه درونم؟
بی من از كوچه گذر كردی و رفتی
بی من از شهر سفر كردی و رفتی
قطره ای اشك درخشید به چشمان سیاهم
تا خم كوچه به دنبال تو لغزید نگاهم
تو ندیدی، نگهت هیچ نیفتاد به راهی كه گذشتی...

ادامه مطلب


شعر صدای پای آب از سهراب سپهری

  1. اهل کاشانم
  2. روزگارم بد نيست
  3. تكه ناني دارم، خرده هوشي، سر سوزن ذوقي
  4. مادري دارم، بهتر از برگ درخت
  5. دوستاني، بهتر از آب روان
  6. و خدايي كه در اين نزديكي است
  7. لاي اين شب بوها، پاي آن كاج بلند
  8. روي آگاهي آب، روي قانون گياه...

ادامه مطلب


شعر پشت دریاها از سهراب سپهری

قایقی خواهم ساخت!
خواهم انداخت به آب!
دور خواهم شد از این خاک غریب!
که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق!
قهرمانان را بیدار کند.
قایق از تور تهی!
و دل از آروزی مروارید،
همچنان خواهم راند!...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نویسنده در چهارشنبه هجدهم آذر 1388 و ساعت 3:45 بعد از ظهر  
 امو(EMO) چیست و به چه کسانی گفته میشود؟

اِمو در واقع نام یک نوع موسیقیه که طرفداران زیادی داره. طرفداران موسیقی امو به روش خاص خودشون لباس میپوشن، رفتار میکنن، صحبت میکنن و آرایش خاص خودشونو دارن. شما ممکنه خیلی ها رو تا حالا دیده باشین ولی متوجه نشده باشین یا دقت نکرده باشین!. در واقع امو یک گروه عاشق (تریپ love)هستن و کمی هم تریپ افسرده دارند و توی روابطشون هیچ قید و بندی ندارن یعنی واسشون فرقی نمیکنه با مونث یا مذکر رابطه داشته باشن. طبق آیین ِ امو هر کس میتونه امو باشه به شرطی که واقعا بخواد. اگه بخواد صد درصد امو باشه خیلی سخته!. مدل موی امو به این صورته که موها رو سیاه پر کلاغی رنگ میکنن و جلوی موها رو باید به صورتی کوتاه کرد که تل بلندی روی چشم راست رو بپوشونه. متداول ترین رنگ برای مدل امو رنگ کردن مو به رنگ سیاه پرکلاغی هست، البته مو ها باید به اندازه لازم بلند باشه تا بشه تلها رو طوری کوتاه کرد که طرف راست صورت رو بپوشونه. در واقع کسی نباید بتونه طرف راست صورت بخصوص چشم راست رو ببینه!.

برای داشتن مدل امو باید:


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه پانزدهم آذر 1388 و ساعت 1:52 بعد از ظهر  
 آیا میدانستید!(سری بعدی)
  1. آیا میدانستید که دانشمندان ثابت کرده اند که گل سرخ ترکیبی از بوی 40 نوع گل مختلف است ؟
  2. آیا میدانستید که این حقیقت دارد که به راستی فیل از موش میترسد ؟
  3. آیا میدانستید که شلوغ ترین مکان دنیا کندوی زنبور عسل است ؟
  4. آیا میدانستید که وسعت کره ماه به اندازه قاره استرالیاست ؟
  5. آیا میدانستید که افراد باهوش داراى روى و مس بیشترى در موهایشان هستند ؟
  6. آیا میدانستید که 20 درصد آب شیرین جهان میان آمریكا و كانادا قرار دارد ؟
  7. آیا میدانستید که مادر و همسر گراهام بل مخترع تلفن هر دو ناشنوا بوده اند ؟
  8. آیا میدانستید که بیشترین سر دردهای معمولی از كم نوشیدن آب می باشد ؟
  9. آیا میدانستید که جرم زمین هشتاد و یک برابر ماه است ؟

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نویسنده در شنبه چهاردهم آذر 1388 و ساعت 11:1 قبل از ظهر  
 دو تا موزيک کم حجم واسه عـشّـاق گرانقدر!

  این اولیش که میکس شده س


...واســه دانـلود ۶۴۸ کیلـوبـایته...


اینم دومیش


...واســه دانـلود ۵۷۸ کیلـوبـایته...

|+| نوشته شده توسط نویسنده در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 و ساعت 7:11 بعد از ظهر  
 فایلی در قالب پاورپوینت

وقتي كه رفتارهاي مردم كشورهاي پيشرفته و ثروتمند را تحليل مي‌كنيم، متوجه مي‌شويم كه اكثريت غالب آنها از اصولی که تو فایل زیر گفته شده تو زندگیشون پیروی می کنند! از بس منو تغییر داد! بعد سه ماه از بیکاری آپیدمش!!

تفاوت کشورها! با حجم 139 ک.ب

|+| نوشته شده توسط نویسنده در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 و ساعت 0:51 قبل از ظهر  
 Nothing

TESTTest

|+| نوشته شده توسط نویسنده در دوشنبه نهم آذر 1388 و ساعت 7:50 بعد از ظهر  
 پند عاشقی!

بهترین دوست اون دوستیه که بتونی باهاش ساکت روی یک سکو بشینی و چیزی نگی و وقتی ازش دور میشی احساس کنی که بهترین گفتگوی عمرت رو داشتی.. ما واقعا تا چیزی رو از دست ندیم قدرش رو نمیدونیم ولی در عین حال تا وقتی چیزی رو دوباره بدست نیاوردیم نمیدونیم چی رو از دست دادیم.. اینکه تمام عشقت رو به کسی بدی تضمینی بر این نیست که اون هم همین کار رو بکنه پس از اون انتظار عشق متقابل نداشته باش فقط منتظر باش تا عشق آروم توی قلبش رشد کنه و اگه  این طور نشد خوشحال باش که توی قلب تو رشد کرده ..در عرض چند ثانیه میشه یک نفر رو خرد کرد و در یک ساعت میشه کسی رو دوست داشت و در یک دقیقه میشه عاشق شد ولی یک عمر طول میکشه تا کسی رو فراموش کرد... دنبال نگاه ها نرو چون میتونن تو رو گول بزنن، دنبال دارایی نرو چون کم کم تموم میشه دنبال کسی باش که باعث بشه لبخند بزنی چون فقط با لبخند میشه یک روز تیره رو روشن کرد..کسی رو پیدا کن که تو رو شاد کنه.. دقایقی توی زندگیت هستن که دلت اونقدر برای یک نفر تنگ میشه که دوست داری اون رو از توی رویاهات بیرون بکشی و توی دنیای واقعی بغلش کنی.. رویایی رو ببین که میخوای، جایی برو که دوست داری، چیزی باش که میخوای باشی چون فقط یک جون داری و یک شانس برای اینکه هر چی دوست داری انجام بدی. همیشه خودتو جای دیگران بذار اگه احساس میکنی چیزی ناراحتت میکنه احتمالا دیگران رو هم آزار میده.. شادترین افراد لزوما بهترین چیزها رو ندارن اونا فقط از اونچه که توی راهشون هست بهترین استفاده رو میکنن.. شادی برای اونایی که گریه میکنن یا صدمه میبینن زندس، برای اونایی که دنبالش میگردن یا امتحانش کردن، چون فقط اینا هستن که اهمیت دیگران رو توی زندگیشون میفهمن. عشق با یه لبخند شروع میشه با بوسه رشد میکنه و با اشک تموم میشه.. روشن ترین آینده روی گذشته فراموش شده شکل میگیره..نمیشه تا وقتی که دردها و رنجها رو دور نریختی توی زندگی پیش بری.. وقتی به دنیا اومدی تو تنها کسی بودی که گریه میکردی و بقیه میخندیدن..سعی کن جوری زندگی کنی که وقتی رفتی تنها تو بخندی و بقیه گریه کنن...(منبع: نمیدونم اسم وبلاگه چی بود ولی به نظرم جالب اومد چرت و پرتاش!)

|+| نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه هشتم آذر 1388 و ساعت 2:20 قبل از ظهر  
 نمونه یه کاربر حرفه ای اینترنت!

آخر عاقبت استفاده زیاد از اینترنت!

|+| نوشته شده توسط نویسنده در یکشنبه هشتم آذر 1388 و ساعت 0:55 قبل از ظهر  
 The correct timing for drinking water

 Correct timing to drink water, will maximize its effectiveness on the Human body

Two (02) glass of water - After waking up -  Helps activate internal organs

   One (01) glasses of water  - 30 minutes before meal - Help digestion

   One (01) glass of water - Before taking a bath - Helps lower blood pressure

   One (01) glass of water - Before sleep  - To avoid stroke or heart attack

|+| نوشته شده توسط نویسنده در شنبه هفتم آذر 1388 و ساعت 10:26 بعد از ظهر